خرید بک لینک
دل من نرمترازجنس حرير دلم از جنس بلور گرتو راقصد شکستن باشد سنگ بي انصافي است يک تلنگر کافي است شمع سوزان توام اینگونه خاموشم نکن از کنارت رفته ام اما فراموشم نکن آمدم تا مست و مدهوشت کنم اما نشد! عاشقانه تکیه بر دوشت کنم اما نشد! آمدم تا از سر دلتنگی ام گریه ی تلخی در آغوشت کنم اما نشد..! نازنینم یاد تو هرگز نرفت از خاطرم سعی کردم که فراموشت کنم اما… اما نشد…. لحظه ای در گذر از خاطره ها نا خود

برچسب: برای,هیچی,همین,جوری,الکی, نویسنده: کارن پورحسین تاريخ: شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 4:47

خنديدن نداشت
خنده بر لب ميزنم تا كس نداند راز من....ورنه اين دنيا كه ما ديديم خنديدن نداشت ! (کس به فتح کاف)

نوشته شده در جمعه بیست و چهارم خرداد ۱۳۹۲ساعت 9:35 توسط نگارنده| |


برچسب: خنديدن,نداشت, نویسنده: کارن پورحسین تاريخ: شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 4:47

اگه خوابي بيدار شو .اگه بيداري بشين .اگه نشستي پاشو راه برو .اگه راه ميري بدو. اگه ميتوي يه پشتک بزن و خوشحال باش که از طرف من چند تا شاخه گل جدید اومده واست

نوشته شده در جمعه بیست و چهارم خرداد ۱۳۹۲ساعت 9:38 توسط نگارنده| |

برچسب: برای, نویسنده: کارن پورحسین تاريخ: شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 4:47

چند روزی تو را می کردم ..................................... یادت هست به من می دادی؟ ...................................... راست میکردم ز برایت هر دم ....................................... دستمالی بده تا پاک کنم ...................................... نوشته شده در شنبه یکم تیر ۱۳۹۲ساعت 8:21 توسط نگارنده| |

برچسب: روزی,کردم, نویسنده: کارن پورحسین تاريخ: شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 4:47

چند روزی تو را می کردم من به درگاه خداوند دعا یادت هست به من می دادی؟ درس علم و ادب و مهر و وفا؟ راست میکردم ز برایت هر دم من به درگاه خدا دست دعا دستمالی بده تا پاک کنم عرق شرم و خجالت زشما حالا متوجه شدی منظور از تیکه اخر چی بوده؟ نوشته شده در چهارشنبه پنجم تیر ۱۳۹۲ساعت 14:56 توسط نگارنده| |

برچسب: روزی,کردم, نویسنده: کارن پورحسین تاريخ: شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 4:47

میدونی چرا ما پسرا رو تو استخر زنونه راه نمیدن؟؟؟؟............. خب لا مصبا اونجا ارایش ندارن نمیخوان ما زهره ترک شیم. دم همه اون خانومایی گرم که چه زشت و چه زیبا یه ذره ارایش ندارن. نوشته شده در دوشنبه هفدهم تیر ۱۳۹۲ساعت 23:55 توسط نگارنده| |

برچسب: میدونی, نویسنده: کارن پورحسین تاريخ: شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 4:47

سلام. طاعات و عبادات قبول درگاه حق. امیدوارم در این ماه پربرکت خدا به من و تو عقلی بده که کمتر دنبال هیجان و ماجراجویی باشیم. علی واقعی خیلی ماجراجوتر از اینی هست که وانمود می کنه. و خودت هم می دونی این هیجان چقدر خوشاینده. در مورد این نوع هیجان حرف زیاد دارم که سر فرصت برات خواهم نوشت. مراقب خودت باش. شبها زودتر بخواب. فشار و سنگینی کارتو حتی الامکان کم کن. نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم تیر ۱۳۹۲س

برچسب: هیجان, نویسنده: کارن پورحسین تاريخ: شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 4:47

می دونم، خسته ای می دونم، منتظری می دونم، مرتب می ایی اینجا که ببینی من در مورد اون مساله هیجان بالاخره چیزی نوشتم یا نه ولی من نمی نویسم ....... خب تو خیلی راحت می تونی با یه ذره روی خوش نشون دادن به من انگیزه بدی دوباره برات بنویسم ...... می دونم که نمی دونی با این کار چقدر اعصاب خودت اروم میشه نوشته شده در پنجشنبه هفدهم مرداد ۱۳۹۲ساعت 21:0 توسط نگارنده| |

برچسب: دونم, نویسنده: کارن پورحسین تاريخ: شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 4:47

خیلی خیلی خوش آمدی

تازگیا زیاد قدم رنجه می فرمایی

لااقل یه کامنت هم بذار دلمون خوش بشه

نوشته شده در سه شنبه هفتم دی ۱۳۹۵ساعت 20:0 توسط نگارنده| |

برچسب: نویسنده: کارن پورحسین تاريخ: شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 4:47

صفحه بندی